فکر کن تو اوج غفلت و گناه و کارهای به اصطلاح جوونی باشی و یه نفر رو پیدا کنی که با همه اونایی که میشناختی و باهاشون دم خور بودی فرق میکنه..... گریه هاش برای یکی دیگه است.... خنده هاش از یه نوع دیگه است..... شور و عشقش بوی خاک نمیده و صدای یا حسینش مثل اون یا حسین هایی نیست که عامه مردم دم به دیقه میگن و هیچ اثری نه تو خودشون داره نه تو بقیه...... و اهل بیت به واسطه اون به تو نگاه میکنند...... تو با حرفای اون رقیه و زینب رو میشناسی..... تو با گریه های اون معنی اخلاص واقعی رو میفهمی..... با اون دلت اینقدر بزرگ میشه که حسین توش جا میگیره.......
اون موقع تو نسبت به اون واسطه چه احساسی پیدا میکنی؟؟؟؟
درسته اون فقط وسیله است.... فقط
کسی که با نظر اهل بیت وسیله هدایت کلی جوون شد و اگه اهل بیت رو ازش بگیری همون چیزی میشه که شما ها تو ظاهر می بینید.... یه قد و بالا و قیافه و صدای خوب که فقط بوی خاک میده
اما اون به اذن امام حسین واسطه شده و بوی اربابو میده
حتما میخواهید بگید واسطه که این حرفا رو نداره.....
توی کتاب جاذبه و دافعه علی نوشته استاد مطهری و به نظر کل علما به جز خدا دوست داشتن صرف هیچ چیز فایده ای نداره
حتی محبت اهل بیت و خودشون وسیله هستند نه هدف.... هدف امام حسین و حبش نیست هدف خداست
اما امام حسین برای این ارزش داره که رسیدن به محبتش رسیدن به خداشناسیه..... وگرنه از امام حسین خدا رو کم کنی اونم بوی خاکو میده و بی ارزشه
همون طوری که از سید امام حسین رو کم کنی بی ارزشه
اگه من سید رو دوست دارم نه اینکه هدفم سیده اون وسیله است تا به مجبت امام حسین برسم اینو وقتی گفتم که ( دستمو بذار تو دست لیلا.... اونجایی که حتی تو هم نیستی و فقط امام حسین حاکمه)
امام حسین توی قلبم پررنگ تره وقتی محبت سید توی دلم موج میزنه
وگرنه چه معنی میده که من با این همه گرفتاری و دلمشغولی بیام بعد از چهارسال از یه مرده و حسم نسبت به اون صحبت کنم
هدفم فقط امام حسینه که فقط با سید به اون میرسم
و این برام یقین شده چون تمام راه های دیگه رو امتحان کردم......
حالا هی مولانا داد بزنه که بابا من با این همه خاطر خواه دلم پیش شمس مونده..... چون تو اون خدا رو میبینم
نمیدونم....
نمیدونم چرا این روز ها اینطوری شدم؟؟؟
نمیدونم چرا این حس یه لحظه هم ازم دور نمیشه... چرا این غم از چشمام بیرونم نمیره..... نمیدونم این غصه چیه که رو دلم سنگینی میکنه؟؟؟
یادمه دو سال پیش چقدر قشنگ غصه دار میشدم... یادم میاد برای چی گریه میکردم.... یادمه چه بغضی تو گلوم گیر میکرد.... همه هم و غمم شده بود غربت یه اقای مظلوم.....
اما الان خیلی وقته با این غم بیگانه شدم.... غصه های من با درد های اقا غریبی میکنند.... با تنهایی امیرالمومنین..... با استغاثه امام حسین.... با جای رو دیوار.....
اما این حس چیه که یه ماهه بهش مبتلا شدم..... حسرت از دست دادن این دو ساله.... یا عشق گمشده مه؟؟؟ یا شایدم سنگینی غم گناهایی که هنوز ازشون استغفار نکردم.... یا شاید مقدمه یه رحمته.... یا غم جای خالی سید تو دلمه.... یا حسرت یه چله است که توش فقط بوی خدا و بندگی بیاد که نگرفته ذبح میشه....
خدای خوبم این غمی که یه لحظه هم تنهام نمیذاره چیه؟؟؟ اون چیزی که پشت خنده هام اتیشم میزنه چیه؟ خدایا مگه تو کتابت نفرمودی"" پس از این باید دل مومنان به ذکر خدا شاد باشد""" و تنها غممون غم اقا باشه؟؟؟؟
پس با این همه نعمتی که بهم دادی این غصه یعنی چی؟؟؟ با اون امام حسینی که یه ذره از محبتشو تو دلم گذاشتی این ناراحتی و نگرانی یعنی چی؟؟؟
خدایا من هیچی نمیدونم
فقط دلمو به قرب خودت اروم کن..... حالا چه شاد.... چه غمگین.....
شرمنده خیلی دلم میخواست یه پست تذکره خوب بذارم
یا پست عید غدیر رو خاص بذارم
ولی الان حالم مرثیه است هیچی نگم و ساکت باشم بهتره.....
سید جواد این غدیر هم جات خالیه.... به یاد اخرین غدیری که با صدات قلبم داشت از جاش کنده میشد.....
میزنندم از بلندی ها صلا
من گرفتارم در این تنگی چرا
ای خوش ان روزی کزین زندان رهم
سر به خاک پای ازادان نهم
عید غدیر مبارک
شرمنده بعدا خدمتتون برای عرض تبریک میرسم
خدایا ما را عزیز بدار...
اقا امسال دلم خیلی حج میخواد
نمیدونم چرا؟؟؟ هیچ وقت اینطوری نبودم..... فکر کنم بهونه تونو میگیره..... اما شما که الان سرتون شلوغه
فقط خواستم بگم ما رو هم دعا کنید
دعا کنید کعبه دلم شما باشید و من هر آن به دورتون طواف کنم
اقا جون التماس دعا
شدی محرم در مراسم حج. یا منا رفتی یاد ما هم باش.....
به هر جا خواهی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش
بازم به بهونه بروز کردن اینجا بعد از ۴ ماه اومدم باهات حرف بزنم
نمیدونم چرا نمیشه باهات صحبت کنم؟
تا میخوام بگم سلام یاد این فاصله صدساله بین خودم و خودت می افتم.... یاد درجه و مقام رفیع تو و ذلت و خواری خودم.....یاد شعرت.....همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت....حسرت عشق از دست رفته ات......میخوام بگم دوباره عاشقم کن ولی خجالت میکشم که عشق تو قشنگ تر از اونیه که تو این دل سیاه جا بگیره....
اما این بار نمیخوام غرغر کنم و از بدی هام بگم
این بار میخوام از تو بگم....از دوست داشتنت.... از پل عاشقی تو از دنیای زمینی به عشق عرفانی.... بذار ۱۰۰ نفرم بیان مسخره کنند و توهین کنند و بگن چه معنی داره دختر تو این سن عاشق این بشه...که چی بشه؟؟؟
اخه من چطوری به اونها بگم که عشق تو منو به رقیه رسوند؟ چطوری به اونها بگم با عشق تو بزرگ شدم؟طوری که خودمم باورم نشد و نفهمیدم چطوری با عشق تو به اونجا رسیدم؟چطوری بگم صدای تو از تو عرش نه.... از رو تل زینبیه میاد..... وقتی که من رو تل زانو زدم سوز صدای تو٬ توی گوشم پر شده بود.... چطوری بگم تا ناله ی یا حسینت از سویدای دلت بلند میشه ته دلم عشق حسین شعله ور میشه.....چطوری بگم هر وقت کارد به استخونم میرسه از بی ابرویی٬ تو رو پیش ارباب واسطه میکنم و جواب میگیرم....
گل من خنده ها و گریه های تو برا من تداعی کننده ی جنون محضه....صدای تو صدای مجسم عشقه....
من اینا رو چطوری بگم؟ به کی بگم؟ برای چی بگم؟؟؟
من فقط اومدم بگم فدای تو بشم....فدای عشق قشنگ تو بشم..... فدای روح بزرگ تو بشم.... عزیز جان بعد از اون همه در به دری اومدم بگم استاد من تویی.... تو باید منو به اهل بیت برسونی... من فقط دستمو به دست تو میدم چون میدونم فقط با تو به حسین .... و فقط با حسین به خدا میرسم.... دلمو از هر چی زمینیه از هر چی جسم خاکیه کندم و اوردم گذاشتم پیش پای تو...... نه اینکه اونا بدند نه.... من به خودم اطمینان ندارم.... من فقط به تو اطمینان دارم که تا اخر این راه رو خوب بلدی.... تا اخر عشق... تا اخر فنا.... تویی که تو راه عشق تو اوج جوونی پیر پیری..... بیخود نیست عاشقات بهت میگن پیرمرد!
منو به اخرش برسون.... آخر آخرش.... جایی که دیگه من نباشم٬ تو نباشی٬ صدایی نباشه٬ نگاهی نباشه٬ فقط لیلا باشه.....فقط لیلا......................
مجنون خوب من دستای ناپاک منم بذار تو دست لیلا.....
اما گفتم که امروز فقط اومدم بهت بگم
خیلی دوستت دارم....
تحمل میکنم بی تو به هر سختی بشرطی که بدونم شاد و خوشبختی
بشرطی بشنوم دنیات ارومه که دوسش داری از چشمات معلومه
یکی اونجاس شبیه من یه دیوونه که بیشتر از خودم قدرتو میدونه
چیکار کردی؟که با قلبم به خاطر تو بی رحمم تو میخندی٬ چه شیرینه گذشتن...!! تازه میفهمم
تو رو میخوام تموم زندگیم اینه دارم میرم ته دیوونگیم اینه
نمیرسه به تو حتی صدای من تو خوشبختی همین بسه برای من
بارها جیغ و داد و گریه و ناله کردیم تا به نتیجه برسیم اما هیچ وقت فکر نمیکردم موضوع یه تذکره وبلاگم این باشه.... تا اینکه تو نت هم یه نفر این موضوع رو پیش کشید.... مسلما افراد اهل دلی که سواد حوزوی دارند مثل استاد گل اخلاق ما حجت الاسلام امیر ناصری که خدا حفظشون کنه قشنگ تر و محکم تر جواب میدن اما ما هم به قدر شعور ناچیز خودمون میگیم
میگن:
چرا ما که دم از امام زمان میزنیم نمیتونیم اقا رو ببینیم؟؟؟ مگه این نیست که (همه جا رسم بر اینه نوکر ارباب رو ببینه؟؟؟ رسم ارباب و غلامی همینه...) چرا ما باید التماس کنیم اقا رو ببینیم و مشمول لطفشون بشیم ولی خبری نباشه؟؟؟
ما با فلان ایت ا... چه فرقی میکنیم که ایشون حضرت فاطمه رو دیدن ولی ما نه؟؟؟ چرا حضرت به ما توجه نمیکنند؟؟؟ و .........
جواب این سوالا یک کتاب میشه(شاید در اینده چاپ کردم!!!!) و یك دلیل نداره
اما بعضی دلایلش رو میگم.....
چون با بیشتر بچه های نت ارتباط حضوری ندارم و دوستای خودمم سالی یه بار میان وبم!!! راحت مینویسم
علامه سید علی قاضی طباطبایی _استاد علامه طباطبایی و اقای کشمیری و حداد و ...._ مشهورند به عارف جامع.... از صدر اسلام تا حالا...استاد ما میگفتند قبل از نماز صبح با 124 هزار پیامبر دیدار داشتند....با امام حسین عشق بازی های خاصی داشتند و بسیار کتوم بودند و خیلی از کراماتشون مثل طی الارض و ...یواشکی درز کرده
ایشون 40 سال مراقبه داشتند.... نه مثل ما که یه چهله میگیریم که حتی دو تا صفت رذیله رو هم نمیتونیم له کنیم.....مراقبه های باور نکردنی.... میگفتند اینقدر به نامحرم نگاه نکردم که بعد از 20 سال خداوند این بار را از دوشم برداشت....دو دقیقه قبل از اومدن نامحرم چشمم نابینا میشد و بعد از رفتنش باز میشد.....تو 27 سالگی مجتهد شدن و ...ایشون میگفتند 40ساله پشت در نشستم و در میزنم اما روی صاحبخونه رو نمیبینم دریغ از یه دیدار و مکاشفه و حتی رویا....40 ساله در حسرت یه جرعه تو عطش میسوزم و ساقی ..... اما بعد از 40 سال وقتی اثری از ایت ا... قاضی نمونده و هر چی هست عطش و معشوقه ارباب حسین توی حرم خودشون چیزی رو بهشون نشون میدن که خودشون بعد ها فرمودند امام حسین به من عنایاتی کردند که به هیچ کس نکردند.....
نکته اول اینه که ما چقدر سعی کردیم اونی باشیم که حضرت زهرا میخواد که حالا دوست داریم ببینیمشون....40 سال که پیش کش 4 ماه هم اونی نبودیم که اونا میخوان....نه تنها نبودیم حتی سعی هم نکردیم باشیم.....هیچ وقت دودستی نفسمون رو نگرفتیم تکون نخوره اون موقع چطور انتظار داریم ارباب به ما رخ نشون بدن؟؟؟!!!!!
نکته دوم اینه که ما خیلی خودخواهیم.....چون ما دوست داریم اونا رو ببینیم اون هم با چشم سر پس باید ببینیم و اگه نبینیم این یعنی عشق ما معنی نداره....اولا باید شک کنیم که این حالت عشقه یا نه؟؟؟ چون عاشق چیزی جز رضای معشوق نمیخواد. اگه یه کم مجنون وار نگاه میکردیم این حس توی ما نبود.... مجنون یعنی هر چی لیلا بخواد.... اگه میخواد نبینم. چشم.... اگه میخواد از عشقش ذوب شم. چشم
اگه میخواد تو حسرت روی نازش بمیرم. چشم..... مجنون یعنی چشم چشم چشم
نکته سوم: ما خیلی نمک نشناسیم..... همه محبت اهل بیت و الطافشون به خودمون رو خلاصه کردیم تو دیدن......کدوم شیعه ای هست که میتونه ادعا کنه اهل بیت تو زندگیش نقش خاصی نداشتند؟؟؟ همیشه تو پرتگاه ها.....تو اوقاتی که احساس میکنی الان از غم نفست بالا نمیاد..... اون موقعی که داری از بی پناهی میمیری.... اون موقعی که حاجت داری..... کیه که به دادت برسه؟؟؟ واقعا توجهات هر روز اهل بیت خاصه امام زمان که در باره شون حدیث داریم هر روز به صورت شیعه هاشون حداقل یک بار( به صورت بعضی چند بار) نگاه میکنند خلاصه میشه تو دیدار ما با اونها؟؟؟؟
نکته چهارم گاهی اهل بیت از ما راضی هستند و ما وظیفه مونو خوب انجام دادیم اما الان به صلاح نیست که اونا رو ببینیم و یه ماجرای طولانی هست که تو این پست نمیگم... اگه دیدار به موقع نباشه نه تنها به صلاح نیست بلکه باعث جری شدن فرد میشه و به سن و سال و وضعیت هم ربطی نداره شاید گاهی یه فردی پیر هم شده باشه....حضرت ازشون راضی باشن ولی دیدار اون موقع به صلاح خود فرد نباشه و پشیمون بشه
دیدار های بی موقع ما بعد ها اثر مخرب دارند.... و من به چشم دیدم
خیلی ها رو هم میشناسم که امام زمان رو دیدند ولی مطمئنم اقا ازشون راضی نیست و خیلی ها هم برعکس.....
حرف اخر......
مهم تشرف به خدمت حضرت نیست...مهم دیدار نیست
مهم تشبه به وجود حضرت است.....مهم انتظار است
اللهم عجل لولیک الفرج
اما این بار اومدم از بقیه شکایت کنم پیشت..... برای اولین بار.... حتی اون موقع هم که ما رو با یه دنیا شور و عشق به اسم سیر و سلوک یک سال دنبال سراب منیت های وجودشون فرستادن هیچ وقت دم نزدم و شکایتی نکردم و فقط ازت خواستم عشق از دست رفته مو بهم برگردونی.....شاید بعدا منصرف شدم و این پست رو حذف کردم
اما الان شاکی ام خانومم
خانومم شاکی ام از اونایی که تو هیئت یا عباس میگن و یه ذره غیرت ندارن
از کسایی که یا زهرا میگن و از عفاف بویی نبردن
از اونایی که علی علی میگن و از قاطعیت و صداقت هیچ درک درستی ندارند
بی بی جونم همه ی خواهر و برادری ها دروغه..... همه نیت ها ناپاکه... پشت اسم های مقدس فعالیت سیاسی.....اجتماعی.....رهروان ولایت....قایم میشن و .....
اخرش هم موضع ابلیس رو میگیرند
که ما سلطه ای نداشتیم و تو خود خواستی
اخرش هم دروغگو تو میشی....اونی که صداقت رو زیر پا گذاشته تو میشی.... اونی که تزویر داره و ریاکاره و فقط مدعی عشق اهل بیته و دم از حسین میزنه و خلافشو ثابت میکنه تویی.....
بی بی از نامردی ها گله ندارم
حرف من اینه که چرا پشت نقاب دین؟؟؟ اخه جالبش اینجاست که خودشونم معتقدند اخر ایمانند و تمام این فریب ها برای محک زدن ایمان بقیه است!!!!!!!!!!!!!!!
راست میگن مهدی نمیاد تا سره از ناسره مشخص بشه......
خانوم به اسم غیرت الله قسم پرونده شکایتمو باز کردم و اوردم گذاشتم جلوی شما... از ماجرای غارت به اسم سیر و سلوک بگیر تا............. همین جا میشینم پشت در میخونه ات که به شکایتم رسیدگی کنی..... خانوم من فقط یه جور منصرف میشم....فقط پناه میخوام.... پناهی مثل تو..... میخوام دوباره سرمو رو زانوت بذارم و تو بازم مهربون فقط نگام کنی و بخندی.... من اینجوری راضی میشم
خانووووووووووووووووم خسته ام....ای پناه بی پناهان
حالا تو استانه میلاد سلطان علی ابن موسی الرضا
خودت تو این ۴۰ روز دل هامونو اماده محبت و معرفت حیدر امیر المومنین کن که غدیر که میریم با اقا بیعت کنیم تا اخرین نفس عهدشو نشکنیم.....
خدایا به حق امام رئوف.....
تولد ولی نعمتمون....سلطان انس و جن...... برا همه امام رضایی ها مبارک.....
محبوب رضاست هر که دل ریش تر است
از کعبه صفای ان حرم بیش تر است
انجاست طبیبی که ندارد نوبت
هر که دل شکسته تر پیش تر است
نمیدونم دلم میخواست اسم این پست رو بذارم حسرت
قصه از اونجایی شروع میشه که میخواهیم خودمون تشخیص بدیم چی به چیه؟؟؟
از اونجایی که خدا اسم امیرالمومنین رو تو قران به عنوان جانشین پیامبر نیاورد و این رو گذاشت یه عهده خودمون که با سلسله حوادث مبعث تا غدیر با ایاتی که شان نزوالش امیرالمومنین بود و با.... تشخیص بدیم اون مولا توی خطابه غدیر معنی اش دوست نیست معنی اش صاحبه......و خودمون خواستیم انتخاب کنیم جانشین پیامبر کی باشه و اسمشو گذاشتیم دموکراسی....
و این تصمیم ها و همه چی رو به عقل ناقص خودمون محول کردن ها ادامه داره که هزار جور بلا سرمون میاد..... عشقمون٬ انرژی مون٬ احساساتمون٬ اصلا معلوم نیست یه پای کی ریخته میشه؟؟؟
اما به جز کعبه و مسجد و ....یه جایی هست که مختص فرمانروایی یه نفره.مختص فرمانروایی خودش و خلیفه های لایقش روی زمین.....
ما مراقب هر ملک و زمینی هستیم و دورش حصار میکشیم و مدام مواظبیم کسی نیاد تو خونمون و همه چیزمون رو به یغما ببره اما حواسمون به ملک دلمون نیست....دورش حصار نکشیدیم که کسی نیاد عشق معشوقمون رو نبره به هر بهانه ای با هر اسمی و وعده ای..... از عشق های ابکی گرفته تا وعده های سلوک ان چنانی....
اگه ما در دلمون رو محکم ببندیم و کلیدش رو بدیم دست ارباب تا هر کی رو خواست هر وقتی خواست بیاره و ببره..... به هیچ بلایی گرفتار نمیشیم که هیچ.....هزار جور نعمات و برکات از ارباب دلمون برامون حاصل میشه
اما همه اینا رو گفتم که بگم رقیه جان حسرت اون روز هایی رو میخورم که فقط تو توی قلبم حکمفرمایی میکردی.... حالا ما نادونی کردیم و حس کردیم حالی مونه شما ببخشید بازم بیا و بزرگی کن با اون دستای کوچولوت.....
یا مولاتی ان مسنا الضر....تصدقی علینا.... ان الله یحب المتصدقین....
ای شیعه ها کسی نیست تا روی قبرش یه دونه شمع بذاره
واویلا
واویلا
واویلا
اقا یابن الزهرا.......
اگه امروز نخوای بدی دیگه کی؟؟؟
اهل دل هر چی از امام زمان و غیبت و انتظار بلدند دیکته امام صادقه
خدایا ما رو با اماممون امام غریبمون امام مظلوممون صادق کن
تا کی کوفه صفتی؟؟؟ زبون هامون با اقاست و عملمون بر علیه اقامون
خدایا یه درکی بده بفهمیم اقا برامون کیه و ما این قدر نمکدون میشکنیم
خدایا اگه امروز نخوای بدی دیگه کی؟؟؟
خدایا بحق اون اشک های امام زمان برا عمه رقیه اش برا گوشواره ها.... اخه میگن امام صادق تا نوه هاشونم می دیدند یاد عمه کوچولو می افتادند و گریه میکردند
بعد از اتیش سوزی خونشون تا چند روز اقا گریه میکردند یارانشون عرض کردند اقا الحمدلله تموم شد چرا اینقدر بیتابی میکنید؟؟؟ میفرمودند بچه هام که از این اتاق می دویدند به اون اتاق یاد عمه مون افتادم وقتی خیمه ها رو سوزوندند دنبال بچه از این خیمه به اون خیمه
خدایا به حرمت ناله های "مولای مولای" امام صادق خطاب به امام زمان(عج)
خدایا به حرمت دل های شکسته مومن ها.........
اگه امروز جوابمو ندی دیگه کی؟؟؟
خدایا دلم کجاست؟؟؟
اگه امسال حسین ردم کنه چی؟؟؟
خدایا...... یا دلیل المتحیرین....یا غیاث المستغیثین.... یا نور المستوحشین.....
یا ابالفضل العباس دخیلک......
شما حک شدی تو ذهنم....
با نگاهت به اون نیزه عالم رو اتیش زدی....
یه دمی به این اتیش زیر خاکستر کن.....
شمایی که با اون زمین خوردنت شیطان رو تا برافراشته شدن پرچم قیامتی که پیراهن خونی داداشته به خاک نشوندی..... نفس منم سر جاش بنشون که تنهایی دارم تو خاک می افتم....
خانومم با شمام حواست هست؟؟ ما رو داری؟؟؟ میدونم همیشه من در رفتم و شما پی ام دویدی.... این بارم برای هزارمین بار بزرگی کن....به شما نمیگم عمه خانوم.... شما حق مادری به گردن من داری...... مادر جان این بچه شیطونت رو داشته باش.... گم میشه هاااااا
از ما التماس کردن بود و عجز و لابه... که کردیم حالا چشم گدایی ماست و دست های پر از رحمت شما....
باز آ و بنگر دوباره
این مرگ تدریجی من
جان دادن بیشماره......
عید فطر رو تبریک میگم.خیلی دلم میخواست پست عید فطر خاص باشه...بنابراین تصمیم گرفتم از پیامبر بنویسم...گذاشتم تو مبحث تذکره چون شناخت نسبت به معشوق محبت میاره و گاهی اوقات که حب به علت صفات کمالی معشوق قوی بشه اطاعت میاره انشاالله این پست کمی شناختمونو نسبت به حضرت تقویت کنه که مطیعشون بشیم و نور این ماه رمضون رو تا ماه رمضون بعد حفظ کنیم...
اما از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است
1 پیامبر به حضرت حق عرض کرد خدایا امت منو چطور حسابرسی میکنی؟؟؟ مقابل چشم یهودی ها؟؟؟ مقابل چشم نصرانی ها؟؟؟ مقابل کافران و مشرکان؟؟؟ خدایا نکنه اونها رو میان امت های دیگه بازخواست کنی؟؟؟
خدا فرمود نه محمد امت تو رو میون هیچ امت دیگه ای بازخواست نمیکنم...بازپیامبر عرض کرد خدایا بین خودشون چی؟؟؟ نکنه اونا رو میون همدیگه رسوا کنی؟؟؟ خدا فرمود نه محمد اونا رو مقابل چشم هیچ بنده ای بازخواست نمیکنم.... پیامبر عرض کرد خدایا کرام الکاتبین چی؟؟؟ اونایی که یک عمر اعمال این فرد رو ثبت و ضبط کردند؟؟؟ خدایا اگه هم میخوای کسی بفهمه نذار جز من کسی از راز اینا با خبر بشه.... خدا فرمود نه محمد کرام الکاتبین رو دچار نسیان و فراموشی میکنم که گناهان اون فرد رو به یاد نیارند... نه محمد من نمیذارم ابروی کسی که گفته اشهد ان محمد رسول الله جلوی خودت هم بره من اونا رو خودم تنها حسابرسی میکنم تو به این امت بی نهایت مهربانی ولی من از تو مهربان ترم
2 در اخرین لحظات عمر مبارک پیامبر حضرت به شدت گریه میکردند جبرئیل نازل شد و عرض کرد یا رسول الله چه شده؟؟؟ حضرت فرمودند نگران امتم هستم بعد از من چه به سر این ها میاد خدا روز قیامت با اینها چه رفتاری میکنه؟؟؟ ایه نازل شد فلسوف یوتیک فترضی....اینقدر از گنهکار های امتت میبخشم که راضی بشی؟؟؟ اما مگه اون بابای مهربون حالا حالا ها راضی میشه؟؟؟ تو تفسیر ایه داریم روز محشر خدا با همه با رحمت و عفو برخورد میکنه اما همین که گناهکار هایی که کارشون دیگه حل نمیشه رو میخوان ببرن جهنم پیامبر هراسان تشریف میارن و میگن خدایا خودت فرمودی فلسوف یوتیک فترضی خدا میفرمایند باشه محمد هر کس رو که میخوای با خودت به بهشت ببر.....پیامبر یه عده کثیر رو شفاعت میکنند باز اتیش که میخواد سمت بقیه گناهکار ها بیاد باز پیامبر هراسان میدوند سمت اتیش ...اتیش به احترام پیامبر کنار میرند باز پیامبر میفرمایند خدایا خودت فرمودی فلسوف یوتیک فترضی....
اینقدر این ماجرا تکرار میشه که کسی از به جهنم نمیره مگر کافر و مشرک....
3 وقتی که عزرائیل شروع به قبض روح حضرت میکنند تا وقتی که جون به زانو های مبارکشون میرسه حضرت میفرمایند عزرائیل چه اسان قبض روح میکنی یا با ما مدارا میکنی؟؟؟ عزرائیل عرض میکنند امر شده جون شما رو اسون بگیرم....پیامبر شروع میکنند به گریه کردن میفرمایند عزرائیل به خدا قسم من حاضرم به تنهایی سختی جان دادن تمام امتم رو تحمل کنم تو جون اونها رو اسون بگیری......
پیامبر خوبم تا چه حد نگران ابروی ما هستی و ما اینقدر بی پروا ابروی خودمونو میبریم؟؟؟ اخه عزیزم تو تا این حد نگران ما بودی!!! تو روزی که مادر بچه شیرخوره اش رو زمین میندازه تو بخاطر ما این سو و اون سو میدویی؟؟؟ اخه قربونت برم مگه ما هم تو رو اینقدر دوست داریم؟؟؟ اخه جون و روح و نفسم به فدات چی بگم؟؟؟ فقط میتونم بگم ازت خجالت میکشم عزیزم!!!!کاش اینقدر مهربون نبودی!!!نه...نه....کاش ما اینقدر نمک نشناس نبودیم..... این شب عیدی محبت و معرفت خودتو بهمون عیدی بده ای مهربون ترین.....یا رحمه للعالمین
امسال که تو این شب قدر وارد دهه سوم زندگی ام میشم سه تا کلمه هم بلد نیستم
تو الفبای جنون تو گیر کردم و دستمو به اقا نمیدم تا یادم بده قلم عاشقی رو چطور تو دستم بگیرم که فقط اسم اونو بنویسه
امروز اومدم در این خونه برا دردم از امام زمان نسخه بگیرم. کم نیستند جوون هایی مثل من که به اسم نسخه در خونه کس و ناکس رفتند.اما خدا رحمت کنه اون کسی که محضر اقا مشرف شد و عرض کرد اقا برای تقرب یه دستوری بفرمایید. اقا فرمودند ...عاشورا عاشورا عاشورا(زیارت عاشورا) اون مرد عرض کرد اقا دیگه چی؟؟؟حضرت فرمودند صلاه الیل صلاه الیل صلاه الیل(نماز شب) و اون فرد عرض کرد اقا دیگه چی؟؟؟ اقا فرمودند جامعه جامعه جامعه(زیارت جامعه کبیره)
اما اقا شما راه رو نشون دادی...اما توفیقش رو چی؟؟؟ دادی؟؟؟اقا جون میدونم من بدم من عصیان کردم من با گناهام خودمو از چشم شما انداختم اما حالا اومدم ازت بخوام برا کادوی تولدم فقط بشکنی...
بشکن
بشکن این دل غافل رو که ان الله فی قلوب المنکسره...
خراب کن این خونه حقیر رو که تنها خواسته ام ازت همینه...
سید که مدام میزد رو قلبش و میگفت ای دل شکسته شو تا که شوی قابل فروش...
اقا بشکن که بهت بفروشمش
این بار شکستگی دلمو گرون میفروشم اقا... که سخت بی پناه شدم.... و روز ها و شب ها پشت در میخونه ات نشستم که تا اخر عمر راحت شم. این دل رو گرون بخر که تا اخر عمر گدایی کنم.این بار بهای این دل فقط یه چیزه یه ذره هم تخفیف نداره... مقطوعه
این بار قیمت این خرابه فقط محبت و معرفت دائمی توه....
بهتر ز من برای دلت برگزیده ای
از من عبور میکنی و دم نمی زنی
تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای
یک روز میرسد پا گذاری به چشم من
هرگز بعید نیست خدا را چه دیده ای
تار مویی بیش نیست ....
. همیشه غریت حسن بغضی است فروخورده در گلوی مومنان..... کجاست پایان دهنده این غریبی.....؟؟؟
آه که صدای ناله های غریبی خودش از بیابان به گوش میرسد....
آه... آه.... آه که بهترین جمله در بیان غریبی شما خاندان پاکی آه است
اللهم عجل لولیک الفرج
از فضیلت نماز شب همه کم و بیش شنیدیم. از میان بری که تو راه تقرب میزنه... از خشنودی خدا.... از مباهاتی که خدا به فرشته هاش میکنه.... از کفاره گناهان کبیره بودنش.... از حاجت دادنش.... از .....
اما چند وقت پیش یه چیز جالب شنیدم.نماز نافله صبح بالاتر از نماز نافله شب است.
نماز نافله صبح رو از اذان صبح تا نیم ساعت بعد میشه خوند.دو رکعت ساده قبل از نماز صبح...
اگه توفیق داشتید و به این ثواب عظیم رسیدید یه یادی هم از این بنده خاطی کنید
ضمن عرض تسلیت رحلت ام المومنین خدیجه کبری بعد از یه وقفه نسبتا طولانی تذکره اخلاقی چهارممونو شروع میکنیم
خدا حفظ کنه اقای علوی همیشه میفرمایند خیلی ها فکر میکنند نسبت به قبل از انقلاب گناه و فساد و بزهکار و خلافکار بیشتر شده اما من میگم خوب نسبت به قبل از انقلاب خیل جوون های مذهبی و ایمان هم بیشتر شده اما ما چرا شاهد این وضع هستیم ؟ به خاطر اینه که حیا کم شده... قدیم اکثر ادم های بزهکار و عیاش هم خودشونو مقید به بعضی چیز ها میدونستند مثلا روزه خوری تو ماه مبارک در ملا عام نداشیتم نه مثل حالا که روزه خور ها بقیه رو هم از فیض دود سیگارشون بی نصیب نمیذارن و از بغلشون که رد میشی یه فوت هم به صورت تو میکنن یا اینکه بدحجاب ترین دختر های محل از کنار روحانی رد میشدند یه کم لباسشونو پایین تر میکشیدند که پاشون کمتر معلوم بشه نه مثل حالا که تا یه روحانی میبینن زل میزنن تو چشمای حاج اقا و ادامسشونو بلند تر میترکونن....حتی خیلی از اونایی که پای ثابت شراب خوری بودن اول محرم که میشد دهنشونو میگرفتن زیر شیر اب و به خیال خودشون دهنشونو اب میکشیدن تا با احترام وارد محرم بشن و تا اخر صفر عیش و نوش تعطیل بود و غالبا غالبا عاقبت بخیر میشدند و توبه نصوح میکردند که خودمونم یه همچین کسانی رو میشناسیم از رسول ترک گرفته تا علی خوشگله.....چون اینا ادب داشتند نسبت به امام حسین
اصلا میگن حربر یزید ریاحی برا این جز ۷۲ تن شد که با ادب بود.اون لحظه ای که امام حسین فرمود سکلتک امک(مادرت به عزات بنشینه) به احترام حضرت فاطمه جواب امام حسین رو نداد و این باعث شد به اون درجه ای برسه که هر شب جمعه امام زمان بایسته روبروی قبر حر و بفرماین یا اصحاب جدی بابی انتم و امی.
حیا هم یعنی کاری که تو بتونی انجام بدی(لزوما هم گناه نیست) اما یه حس در وجودت تو رو از اون کار منع میکنه و تو منصرف میشی
مثلا رسول الله یه بار اومدند خونه خیلی گرسنه بودند دیدیند مهمون دارن خواستن طلب غذا کنند اما احساس کردند شاید مهمونشون غذای ایشون رو خورده به خاطر همین احتمال حتی هیچ کلمه ای نگفتند و شب گرسنه خوابیدند...در مورد ایشون روایت داریم از دوشیزه های پشت پرده هم با حیا تر بودند. هیچ وقت صداشون تو صحبت با کسی از یه حدی بلند تر نمیشد و یا بلند ترین خنده شون لبخندی بود که دندون هاشون معلوم بشه و کسی صدای خنده شونو نشنید.....اما ما فکر میکنم هر چی با صدای گیرا صحبت کنیم و قهقهه بزنیم مردم بیشتر مجذوب ما میشن و ما ادم حسابی تریم
اره عزیزم چیزی که الان تو جامعه و حتی گاهی بین بچه مذهبی ها هم گم شده حیا و ادب است با این که حدیث داریم حیا بدی ها رو میپوشونه و ادب با ارزش ترین چیزی که یه نفر به ارث میبره
خدایا به حق این ماه مبارک به خاطر فاطمه زهرا که مظهر حیا بود تو دل هامون حیا و ادب رو زنده کن....
میگن هر وقت اب خوردی
یاد لب های تشنه ثارالله کن و بگو یا حسین
اما این روز ها که اب رو می بینی و نمی تونی بخوری
یاد علقمه کن و بگو یا عباس
روزه هجر تو از پای بینداخت مرا
کی شود با رطب روی تو افطار کنم؟؟؟
اللهم عجل لولیک الفرج....
ما منتظريم تا محرم گردد هنگامه امتحان فراهم گردد
ما ميدانيم و تيغ وگلو تان يك مو ز سر علي اگر كم گردد
سه ساله میام تو اینجا مینویسم.همیشه دلم میخواست شده یکبار هم از شما بنویسم و نمیشد.حالا که دارم برا اولین بار اینجا باهاتون صحبت میکنم دلم پره
دلم گرفته از این نامردی ها
این روز ها یه غمی رو دلم نشسته و صورت ماهتو میبینم یه بغضی ته گلوم سنگینی میکنه
قربون اون خط هایی برم که تو این دو سه ماهه رو صورت قشنگت نشسته
قربون اون خون دل هایی برم که این روزها از دست کس و ناکس میخوری
قربون اون جای خنجر هایی برم که این روز ها رو پشتت نشسته
خیانت کس و ناکس از ایت الله و حجت الاسلام گرفته تا اراذل تو خیابون دلمو داره داغون میکنه بمیرم برا تو
این روز ها مدام به فکر امام خمینی ام
میدونم شما هم این روز ها مدام میگین امام جاتون خالیه بعد 30 سال بیایید و بعضی ها رو ببینید
این روز ها موقع سحر ها و افطار ها بعد دعای فرج برای سلامتی شما دعا میکنم
شوخی نیست که عالم دست به دست هم دادند کمرتو خم کنن
ولی شما که تکیه ات به اقاست و من دلم قرصه تا اخر هستید
این روز ها دعام شده شما فقط شما پرچم انقلاب رو بدید دست امام زمان
خدایا به حرمت این ماه رمضون رهبرمونو برامون حفظ کن و چشم بدخواه های انقلاب رو کور کن
اللهم عجل لولیک الفرج
روایت داریم بعد از شب قدر امام صادق دوستان و یارانشون رو جمع کردند و فرمودند دیشب رو چطور گذروندید؟؟؟ یکی گفت من قران خوندم.یکی گفت من نماز خوندم. یکی گفت من در اعمالم تامل کردم. یکی گفت من قسمت زیادی از مالم رو بخشیدم و ......اما یک نفر گوشه جلسه ساکت نشسته بود
امام فرمودند همه تون کارهای خوبی کردید و اجر زیادی در نزد خداوند خواهید داشت اما کار شما که ساکتید از همه اینها برتر بوده شما چه کردید؟؟؟
اون فرد متعجب شد و سرش رو به پایین انداخت و عرض کرد:هیچی من دیشب نتونستم احیا بگیرم و خوابیدم
اما فرمودند ولی کاری کردید که از احیای بقیه بیشتر ارزش داشته
باز اون فرد گفت من هیچ کاری نکردم. من از سر شب تا اذان صبح خوابیدم
و این سخن چند بار تکرار شد
تا اینکه اون فرد عرض کرد من از سر شب تا اذان صبح خوابیدم فقط وسط های شب تشنه ام شد بیدار شدم کمی اب خوردم و گفتم السلام علی الحسین
حضرت فرمودند همین سلام تو خدا رو خشنود کرده
اره رفیق من
نه تنها ماه محرم و صفر و شعبان ماه عشق بازی امام حسینه ماه رمضونم که ماه خداست باز هم خدا دوست داره با معشوقش تو بری در خونه اش
و برای هر امری و هر نیتی حب و ذکر حسین بسه
اقای بهجت که خدا عنایت امام حسین رو روز به روز بهشون بیشتر کنند فرمودند تمامی علما و عرفا میگن هیچی به اندازه نماز شب انسان رو تو سیر و سلوک و تعبد کمک نمیکنه
اما من میگم هیچی به اندازه گریه و عشق حسین انسان رو جلو نمیبره
تو این ماه از همین روز اولی به امام حسین یه توجه ویژه بکنی تمومه
شده فقط روزی یک بار زیارت عاشورا که سفارش شده حضرت صاحب(عج) است رو بخونی
حالا تو دنبال هر راهی برای هر هدفی هستی... فقط یک راه نشونت میدم اونم سر خود نه....به استناد به تمامی عقل و عشق و وحی و اهل بیت
تو بگو امرزش.............من میگم حسین
تو بگو استجابت دعا............من میگم حسین
تو بگو بهشت........من میگم حسین
تو بگو سیر و سلوک........من میگم حسین
تو بگو تقرب.....من میگم حسین
تو بگو خدا.....من میگم حسین
یا حسین
موندنی نشدیم و برگشتیم
....جای همه تون خالی....خیلی شلوغ بود...
طبق قولی که داده بودم خیلی به یادتون بودم....به اسم براتون دعا کردم و نماز خوندم(اگه قبول شده باشه)....پیغامتون رو به اقا رسوندم و خواستم که سال دیگه... نه ببخشید ماه دیگه(بعد ماه رمضون)
همه تون رو بطلبه و زیارت با معرفت قسمتتون بشه.....البته بعد منزل نبود در سفر روحانی.....بعضی ها دلشون مشهد الرضاست....
میدونم چند تا پست بهتون بدهکارم.....فعلا اومدم عرض ادب کنم و بگم یادتون بودم. انشاالله پست های تذکره و ماه رمضون رو بعد از این مختصر کسالتی که برام پیش اومده میذارم![]()
یا علی![]()
این بار می ایم خسته تر و درمانده تر از همیشه.....فرار کرده و به تو پناه اورده ام....از استیصال فرار کرده ام....مستاصلم از این نفسی که هر دم مرا به سویی می کشد...(لای المور الیک اشکو و ابکی)برای کدام کارم نزد تو شکایت اورده و گریه کنم......؟؟؟
هنگامیکه ادخلو ها بسلام امنین را میبنم در حالی اذن دخول میطلبم که سر به زیر افکنده و از شما اجازه میخواهم تا ناپاکی را به حریم پاک خود راه دهید...شما که ایه در شانتان نازل شده(انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.....شما که خود مرا طلبیده ای....می شود باز پاکم کنی؟؟؟بار ها دلم را شست و شو داده ای و من هر بار به چشم بر هم زدنی سیاهش کرده ام...
گریان و نالان سجده بر صحن با صفایت میکنم...امده ام بگویم مرا پاک نگاه دار....نه در حریمت نه در جوارت نه در زیر سایه ات بلکه زیر پاهایت.....که گرد و غبار حریم تو مرا بس است....
حاجت؟؟؟حاجت که بسیار دارم...حاجتم را نزد امام رئوفم نیاورم کجا ببرم؟؟؟
مرض؟؟؟از امراضی که در دلم خانه کرده و میدانم بگویم یا انهایی که نمیدانم و مرا به سوی هلاکت میبرند؟؟؟مرضم را نزد طبیبم نبرم کجا ببرم؟؟؟
از ازل من تنها در این خانه را میشناسم....اگر مزاحمم شرمنده.جای دیگر را نشانم نداده اند
اما حاجتی دارم که از تمام حاجاتم مهمتر است و ان معرفت و محبت تو و پدران و پسرانت است....در این وانفسایی که اتش ایمان نه تنها کف دست ها را سوزانده بلکه شعله هایش به دل ها زبانه میکشد......
و ما فقط تو را میخوانیم یا اباالحسن.........
باز این دلم هوای میخانه کرده ساقی بوی شراب نابت دیوانه کرده ساقی
اقا دلم تنگه برات قربون اون کبوترات اقا دلم تنگه برات قربون اون صحن و سرات
پنجره فولاد رضا دل منو جلا میده پنجره فولاد اقام برات کربلا میده
قسم به اون کاسه های طلایی سقاخونت این دل سنگ منو هم به کاسه ای جلا بده
به گندمی که زائرات نذر کبوترات کنن یه گندمی هدیه به من فقیر و بینوا نما
گرد حرم دویده ام منا و مروه دیده ام هیچ کجا برای من صحن رضا نمیشود
سلطان علی موسی الرضا
الحمدلله بعد دو سال و نیم امام رضا طلبیده.انشاالله فردا میرم مشهد
تو این مدت از همه دوستانی که لطف کردند چه تو نظرات عمومی چه خصوصی فحش دادند و ناسزا گفتند و توهین کردند کمال تشکر رو دارم.و جسارتا از ته دلم حلالشون میکنم البته اگه بهشون برنخوره
و از همه دوستانی که تو این مدت لطف داشتند و من اذیتشون کردم خواهش میکنم منو حلال کنند سفر است دیگه یهو میریم و دیگه پیش امام رضا موندگار میشیم انشاالله
و دیگه بر نمیگیردیم
و شما از دست ما راحت میشید![]()
اگه لایق باشم تو صحن انقلاب براتون دعا میکنم و نماز میخونم......
آقا دلم تنگه برات..............
طبق قرار سه شنبه هامون تذکره اخلاقی 3 رو شروع میکنیم در حالیکه 10 روز تا ماه مبارک وقت داریم
بنظرم این پست در عین کوتاه بودن مهمه
یکی از مباحث اصلی در راه رسیدن به خدا حسابرسی نفس و بررسی اوضاع خودمونه
حتما این سخن حضرت امیرالمومنین رو شنیدی(حاسبو قبل ان تحاسبو:قبل از اینکه ازتون حساب بگیرن خودتون به حساب نفستون برسید)
بررسی اینکه کجایی و مسیرت چیه و کارهایت و رفتارت با هدفت مطابقت داره یا نه یک اصله که تمامی اهل بیت و اهل دل به اون تاکید دارن تا جایی که معصوم فرمود :سعادتمند میشه کسی که به جای تجسس در امور مردم و عیب هاشون به امور و عیوب خودش برسه
اما چیزی که میخوام بگم اینه که ماها همه اش از حسابرسی مثل چیز های دیگه یه پوسته و ظاهر میبینیم.مثلا من خودم یه دفتر درست کرده بودم توش انواع و اقسام محرمات و مستحبات و ....ردیف کرده بودم شب میگفتم 2 تا غیبت با 1 دروغ با یه دل شکستن
خوب اقا حسابتون میشه هزار و سیصد و پنجاه که شما همون هزار و سیصد بده
تموم
این برای شروع بد نیست اما برای موندن چرا. هدف اصلی اینه که تو بدونی چرا تو نمازات تنبلی؟ چرا سر پدر و مادرت داد؟ میزنی چرا غیبت میکنی؟ تویی که ادعا داری محبت به حسین داری چرا؟؟؟بفهمی چرا می لنگی؟؟؟
این مهمه.......رفیق گلم بگرد ببین کجا و چرا می لنگی؟؟؟البته تو خودت استادی من دارم من باب تذکره عرض میکنم اونم برای خودم وگرنه میدونم تو کارت درسته...![]()
دیگه تولد عشقم٬ روحم٬ دینم٬ همه بود و نبودم امروزه
رقیه جونم......... عزیزم..........فاطمه کوچولوی حسین.........نیروی بازوی عباس........یار دل زینب......معشوق نازنین علی اکبر........عمه خانوم امام زمان(عج) تولدت مبارک باشه....
عاشقانه دوستت دارم.کمک کن عشقت تو قلبم روز به روز پر رنگ تر بشه خانوم
این شعر سروده استاد گل ادبیات آقای شاهین شاهین زاد است که من با اجازه خودم به رقیه خانوم تقدیم میکنم......
چه بسازی چه نسازی دل من کوکه با سازت
همه اوج غرورم صحن قلب بی نیازت
حال من خوبه با عشقت گرچه دورم از وصالت
واسه من کافیه رویات واسه من بسه خیالت
ارزوم بودن کنارت حتی یک لحظه تو خوابه
برای دوست داشتن تو چشم من پر از جوابه
جاتو هیچ کس نمیگیره توی این قلب حقیرم
اگه باشم توی قلبت بدون از خوشی می میرم
چه بری تنهام بذاری چه بمونی تو کنارم
عاشقانه هات باهامن من به قصه هات دچارم
دل می بری از هستی٬ دست همه را بستی
دست همه را بستی٬ نرخ همه بشکستی
نرخ همه بشکستی٬ جان همه بگسستی
جان همه بگسستی:چونکه همه را جانی
نیمه شعبان ولادت منتقم خون زهرا مبارک![]()
![]()
![]()
تو نزدیکی های نیمه شعبان تصمیم گرفته بودم از مهدویت بنویسم اما ترجیح دادم بعد از اتمام مطالعات مهدی شناسی این کار رو به طور منظم شروع کنم.به همین خاطر دومین پست از تذکره اخلاقی مونو با گذشته سرخ شروع میکنیم.
فعلا اینقدر در حد خودم نمیبینم که بخوام از حسین و قیام کربلا بگم و فقط به یه روایت اشاره میکنم
در مدینه یه جوون بازاری بود که هم کم فروش بود و هم گرانفروش.مردم مدام برای امام محمدباقر (که در اون موقع سنی از حضرت گذشته بود) شکایت میبردند
چندین بار امام با ایات قران جوان کم فروش رو انذار فرمودند اما اثری نداشت
اخر یک روز امام خود به بازار رفته و چوبی برداشته و به بدن جوان زده و زیر لب زمزمه میکردند: ای قاتل جدم حسین
اطرافیان که این سخن را شنیدند با خنده رو به حضرت فرمودند شما که اکنون به پیری رسیده اید در کربلا خردسال بودید این جوان چگونه میتواند قاتل جد شما باشد؟؟؟
حضرت فرمودند عیب شما این است که حسین را یک فرد میبینید حسین یک راه است
اره رفیق من امام حسین یه نفر نیست یه راهه
یه راهی که اسون ترین و سریع ترین و نزدیک ترین به فنا فی الله است
ما با هر معصیتی میکنیم از این راه دور میشیم و به امام حسین ظلم میکنیم
این بحث که گناه های ما سیلی به صورت اهل بیته جدی است بیا یه کم جدی اش بگیریم
یه کم مراقب کار هامون و حرفامون باشیم خود اقا دستمونو گرفته
حرف زدن خیلی مهمه.نباد هر چی دوست داریم بگیم.استادمون میگفت هر حرفی که میزنی قبل از اینکه گوش هات اونو بشنوند امام زمان میشنوه.
با یه کم تمرین می تونیم
این جمله علامه قاضی رو شنیدی؟
از اينجا تا بهشت يک قدم است، قدم اول را بگذاريد روي هواي نفس، قدم دومي در بهشت است.
رفیق گلم عیدتم مبارک